امشب تنها مي گويم:
مرضيه
مرضيه
مرضيه
به ياد تمام شب هايي كه زمزمه كردم با او:
به رهي ديدم برگ خزان
پژمرده ز بيداد زمان
كز شاخه جدا بود
يا درس گرفتم ازش كه:
در كنار گلبني خوش رنگ و بو طاووس زيبا
با پر صد رنگ خود مستانه زد چتري فريبا
از غرورش هر چه من گويم يك از صدها نگفتم
نكته اي در وصف آن افسونگر رعنا نگفتم
ياد پشت بام خوابگاهي در شمال شهر تهران مي افتم و احضار روح با پشت نعلبكي
ياد اردوي اصفهان و شب نشيني ها و شب زنده داري هايي كه تنها يارش جمع دوستان بود و صداي بي بديل مرضيه و :
دو سه شبه كه چشمام به دره
خدا كنه كه خوابم نبره
روحش شاد
يادش پاينده
پ ن: نمي دانم دل من كي عاشق اين صدا شد اما مي دانم كه سال هاست عاشق اين نام هستم
امروز روز بدي بود ، اندوهي كه بعد از مدت ها اشك را مهمانم كرد، تنها جايي كه آرامم مي كرد همينجا بود ….
پ ن 1 : از همه ي دوستايي كه سر زدن و نظراشونو هنوز وقت نكردم تأئيد كنم معذرت مي خام، بزودي رساله را دفاع خواهم كرد و با فراغ بال به آغوش تان خواهم آمد كه من و اين وبلاگ عهدي دير پاي داريم
سلام دوست عزیز مدتها بود ننوشته بودی
سری بزن به روزم
با نقدی بر قهوه تلخ
توسط: یک دیوانه در اکتبر 14, 2010
در 00:18
یادش بخیر باشه همیشه که هست
ادم دلش میسوزه وقتی هنرمندی،نویسنده ای،بزرگی پر آوازه میره
بدیش هم این هست که جایگزینهای زیادی هم بعد از اون دوران طلایی شکوفایی هنر در ایران باقی نمونده
به هر حال
امیر جان دستت درد نکنه برای هم اوایی با یاد بود مرضیه
توسط: الهام در اکتبر 14, 2010
در 05:14
به به سلام علیکم داداشی کمیاب بنده!!!
من اون بیت اول شعر رو خیلی دوست داشتم و دارم…خدا رحمتش کنه!
زود زود پایان نامتو دفاع کن که منتظریم…
توسط: آهو در اکتبر 14, 2010
در 11:56
خدا رحمتش کنه…
توسط: ×بانو! در اکتبر 14, 2010
در 21:04
صدای مرضیه واقعاً زیبا و بی نظیره،
اگه عزراییل بخواد با این سرعت بره جلو تا دو سال دیگه هنرمند عزیزی واسمون نمی مونه، در صر صورت روحشان شاد و یاد ایشون جاودان
توسط: مهم نیست در اکتبر 14, 2010
در 22:27
سلام.
مگر پرواز بانوی آواز ایران شما را از فراز سی سالگی پایین کشد…
انشاالله موفق باشید و روزهایتان شاد و آرام و زیبا باشد.
حتی مرگ هم حریف خاطره نمی شود…
توسط: باران در اکتبر 25, 2010
در 13:26
واقعا» روحشون شاد… چقدر آدم دلش می گیره از اینکه چنین هنرمندانی داریم و خارج از خاک وطنشان دفن می شوند…
روحش شاد و یادهمیشه ماندگار…
توسط: کیمیــــــــــــا/ فریاد سکوت در اکتبر 26, 2010
در 18:47
[گل]
دستفروشی در مترو، فرصت یا غفلت ؟
.
.
نگاه به این موضوع مهم اجتماعی، از زاویه ای دیگر
در:
http://www.tavalodino.blogfa.com/post-306.aspx
توسط: کیمیــــــــــــا/ فریاد سکوت در اکتبر 26, 2010
در 18:48
[گل]
ایستگاهی به نام «همــــا»… به یاد زنده یاد هما بــــــدر
یک مطلب برای شرکت مترو
+
یک فایل صوتی، تقدیم به تمام روشندلان …
در:
http://tavalodino.blogfa.com/post-307.aspx
[گل]
توسط: کیمیــــــــــــا/ فریاد سکوت در اکتبر 30, 2010
در 18:50
eyvaal pas shomam patogh darii nakone patoghe mane????
man patogham pore derakhti inasttt oon poshta ham hasta!!!!
male somam nakone unjast?
توسط: baran در نوامبر 3, 2010
در 23:52
[گل]
پائیز و عکاسی (فـــــــرم)
دعوت می کنم به تماشای عکس های این مجموعه بیائید…
در:
http://tavalodino.blogfa.com/post-309.as
توسط: کيميا /فرياد سکــــــــــــــــوت در نوامبر 4, 2010
در 07:48
patoghe shomam didam hamishe az oonja rad misham mikhastam oonja ro patoghe khodam konam hanoozam too fekresh boodam!!!:D ama engar saheb dare!
khoda kone vaghean ye kari konan vase maha bad nashe
are manam shahid beheshti raftam khode daneshgahe shahid beheshti khoobe vali pezeshkisho doost nadaram uni khodemoon ke kheilii khoooobe
توسط: baran در نوامبر 5, 2010
در 18:01